یکشنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

درباره ما

Close
» تلخ و شیرین های آزادگی

خاطرات اسارت/مجاهدتهای‌ خاموش‌

خاطرات اسارت/مجاهدتهای‌ خاموش‌

‌‌‌دو تا پايم‌ فلج‌ بود. سر جايم‌ تو آسايشگاه‌ افتاده‌ بودم.‌‌"صالح"، قبل‌ از شستن‌ لباسهاي‌ خودش، لباسهاي‌ مرا مي‌شست. غذا دادن‌ به‌ من، تميز كردن‌ ملحفه‌ و پتو و جاي‌ من، نظافت‌ و ...همه‌ را انجام‌ مي‌داد.‌‌دو سال‌ بعد، به‌ راه‌ افتادم. تا آمدم‌ جبران‌ كنم، عراقي‌ها زير شكنجه‌ شهيدش‌ ... ادامه مطلب

۱۳ / ۱۱ / ۱۳۹۵

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان( به مناسبت دهۀ فجر)۳

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان( به مناسبت دهۀ فجر)۳

 تمام خونهایی که در راه به ثمر رسیدن این انقلاب و حاکمیت بخشیدن به اسلام ریخته شد، تنها این نبود که حکومتی به نام حکومت اسلامی رأس قرار گیرد. هم در ادامه همان اهداف انبیای الهی و معصومین است که انسانهایی که می رفتند از نور ایمان بی بهره شوند ... ادامه مطلب

۱۳ / ۱۱ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/نماز غریبانه

خاطرات اسارت/نماز غریبانه

 در عملیات بدر اسیر شدم. مجروح بودم و مرا روی برانکارد به وادی اسارت می بردند.اواخر اسفند ۶۳ما را_ که حدود دویست و پنجاه نفر بودیم_از صبح به این طرف و آن طرف برای بازجویی های مکرر می بردند.نزدیکی غروب ما را به یک پادگان آموزشی انتقال دادند و دست ... ادامه مطلب

۱۳ / ۱۱ / ۱۳۹۵

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان(به مناسبت دهۀ فجر)۲

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان(به مناسبت دهۀ فجر)۲

می گویند بهترین حرکت ها حرکتی است که مردمی باشد و مردم خودشان راهی را انتخاب کنند و دنباله رو باشند . در حرکت شماف دنیا معترف است و می داند که این حرکت، با تمامی حرکت های سطح دنیا فرق دارد. این حرکت مردمی برای استقبال از خیر و ... ادامه مطلب

۱۲ / ۱۱ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/لحظاتی با شهدای غریب اسارت(۳)

خاطرات اسارت/لحظاتی با شهدای غریب اسارت(۳)

شميم‌ اهل‌ بهشت‌از بچه‌های‌ كربلای‌5 بود.تير و تركشهای زيادی‌ كه‌ به‌ بدنش‌ خورده‌ بود، او را به‌ ناله‌ وا می‌داشت.به‌ جای‌ بيمارستان، در زندان‌ الرشيد نگهش‌ داشتند.‌‌با آن‌ همه‌ زخم‌ و جراحت، مگر چقدر مي‌شود طاقت‌ آورد؟! نه‌ امكانات‌ بهداشتي‌ و درماني‌ بود و نه‌ جايي‌ براي‌ نفس‌ كشيدنِ‌ سالم.‌‌عاقبت‌ ... ادامه مطلب

۱۲ / ۱۱ / ۱۳۹۵

سه راوی و خاطراتی از انقلاب، دفاع مقدس و سوریه/اتفاق های اسارت

سه راوی و خاطراتی از انقلاب، دفاع مقدس و سوریه/اتفاق های اسارت

اتفاق‌های اسارتآزاده جانباز، مهدی رمضانی علوی اولین خاطره‌گو بود. او در سال 1361 به جبهه می‌رود و در آن زمان حدود چهل روز در منطقه سومار و پس از آن تقریباً دو ماه در منطقه گیلان‌غرب بوده است. چون محصل بوده، به کاشان بازمی‌گردد و سال بعد دوباره به جبهه ... ادامه مطلب

۱۲ / ۱۱ / ۱۳۹۵

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان(به مناسبت دهۀ فجر)۱

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان(به مناسبت دهۀ فجر)۱

 امیدوارم به حقیقت آقا امیر المومنین و حسین بن علی و دیگر ائمه معصومین، خداوند طلوع فجر را بر شما مبارک گرداند و هرچه زودتر با گسترش شعاع پرفروغ اسلام، با دنیایی عزت و سربلندی و دست پر، راهی قبور ائمه معصومین و میهن عزیز گردید.این ایام را تبریک عرض ... ادامه مطلب

۱۱ / ۱۱ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/شهدای غریب (۲)

پای درس اخلاق سیدِ آزادگان(به مناسبت دهۀ فجر)۱

بابا علي‌‌‌تازه‌ مرا عمل‌ كرده، روي‌ تخت‌ بيمارستان‌ موصل‌ بستري‌ بودم.سر شب، "علي" مرا صدا زد.درد مي‌كشيد.آهسته‌ آهسته‌ خود را به‌ او رساندم‌ و كنار تختش‌ قرار گرفتم.داشت‌ از سوز دل‌ گريه‌ مي‌كرد.-"علي‌ جان! از درد مي‌نالي‌ يا از اسارت"؟‌‌هق‌ هق‌ گريه‌ امانش‌ نمي‌داد.كمي‌ كه‌ آرام‌ شد گفت: "از هيچ‌ ... ادامه مطلب

۱۱ / ۱۱ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/شهدای غریب (۱)

خاطرات اسارت/شهدای غریب (۱)

 «شهدای غریب» را می توان ادای دینی به اسیرانی دانست که در حصار اسارت شهد شهادت را نوشیدند. شهیدانی که غریبانه و مظلومانه سر به آسمان ملکوت ساییدند و جرعه جرعه از چشمه ی فیض الهی سیراب شدند‌‌‌‌ ‌‌مسافر بي‌رجعت‌‌عراقي‌ها هم‌ از ادامه‌ي‌ بيماري‌ او خسته‌ شده‌ بودند.يك‌ روز، تمام‌ ... ادامه مطلب

۱۰ / ۱۱ / ۱۳۹۵

خاطرات روحانیان رزمنده/صدای بال ملائک(۳)

خاطرات روحانیان رزمنده/صدای بال ملائک(۳)

 خیزاب‌های خونینجاری اروند، یله در آرامش ساحل، زمزمه‌کنان می‌گذشت و سینه نقره‌فامش، در پرتو منورّهایی که هر از چندگاه در آسمان گُر می‌گرفت، می‌درخشید. در آن سوی شط، جزیره امّ‌الرّصاص عراق قرار داشت که در حاشیه ساحلی آن، انبوه نخل‌های خاموش و سر در گریبان، تنگاتنگ ایستاده بودند ... ادامه مطلب

۰۹ / ۱۱ / ۱۳۹۵

Page 3 of 14512345...102030...Last »