پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵

درباره ما

اهداف سایت آزادگان ایران : احیاء فرهنگ خون و شهادت و ایثار و مقاومت آزادگان با بهره برداری از توان و استعداد عزیزان آزاده که صاحب نظر و خلاق می باشند و به دور از هرگونه وابستگی سیاسی بصورت مخلصانه و در خدمت آزادگان باشند استفاده از آزادگان توانمند و تحصیل کرده جهت رفع نیاز آزادگان نیازمند مثل وکلا ( جهت رفع موانع قانونی آزادگان اعم از خصوصی و یا پیگیری کارهای عمومی آزادگان ) – پزشکی ( جهت مرتفع کردن درمان آزادگان و یا راهنمایی و ارشاد جهت چگونگی درمان آزادگان و خانواده عزیزان آزاده ) – اقتصادی ( جهت به کارگیری و یا رفع نیاز معیشتی آزادگان و خانواده معزز آن ها که می توان این موارد را به شاخه های دیگر نیز تأمیم داد اعلام برنامه های آزادگان در هر زمینه اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و … اطلاع رسانی به آزادگان عزیز در خصوص مسائل مربوط ماده ۱۳ ، ۱۹۰ جامعه خدمات ایثارگری و امثال آن ارائه گزارش و اخبار از شرکت های اقتصادی و مؤسسات فرهنگی که در راستای ارائه خدمت به آزادگان عزیز می باشد با توجه به گذشت چندین دهه از بند گسستن اسارت عزیزان آزاده و درد و رنج آلام متحمله و سن بالای عموم آزادگان می توان در حیات و یا خدای ناکرده ممات که خود شهادت تلقی می گردد ضمن پیگیری جهت امور درمانی و کمک مردم نهاد در صورتی که نیازمند همکاری ، هم فکری و یا اجرای مراسم و احیاء همدردی و هر مورد دیگر ، می توان اقدام نمود ضمناً اهداف والا فرهنگی و اجتماعی این سایت در آینده نزدیک به صورت مشروح تقدیم حضور می گردد و همچنین نمایندگان استان ها با ذکر آدرس و شماره تماس به سمع و نظر عزیزان آزاده خواهیم رساند. با تشکر مدیر مسئول سایت آزادگان ایران حسن محمدی

Close
» تلخ و شیرین های آزادگی

خاطرات اسارت/ساعت

خاطرات اسارت/ساعت

یکی از روزهایی که اسرای اردوگاه تنبیه می شدند، در آسایشگاه باز شد و 10 دقیقه فرصت داده شد تا اسرا از دستشویی اردوگاه استفاده کنند.تعداد 110 نفر اسیر در عرض 10 دقیقه با 8 اتاقک دستشویی ! اگر پرواز هم می کردیم این کار غیر ممکن بود ، اما ... ادامه مطلب

۱۲ / ۰۸ / ۱۳۹۵

تصاویر / اسرای ایرانی در عراق

تصاویر /  اسرای ایرانی در عراق

وضعیت اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق یکی از نقاط نادیده و پنهان جنگ تحمیلی به شمار می‌رود. رژیم بعث که در آن زمان در رفتار با اسیران ایرانی همه کنوانسیون‌های بین المللی را نادیده می گرفت به هیچ عکاس و خبرنگاری اجازه بازدید از اردوگاه‌ها را نمی‌داد. از سوی دیگر ... ادامه مطلب

۱۱ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات آزاده فاطمه ناهیدی(۱۵)

خاطرات آزاده فاطمه ناهیدی(۱۵)

چشم‌هایمان را بستند و ما را بردند پایین. مرد چاق و هیکل‌داری پشت میز بود. تعارف کرد بنشینیم. گفتیم تا آن دو نفر نیایند، نمی‌نشینیم. گفت شما مسئول زندان را می‌خواستید،‌ من هم مسئول زندانم. هر حرفی دارید بزنید. گفتیم ما چهارتایی صحبت می‌کنیم. عصبانی شد؛ گفت پس شما نمی‌خواهید ... ادامه مطلب

۱۱ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/می خواستیم با هم فرار کنیم

خاطرات اسارت/می خواستیم با هم فرار کنیم

اواخر پائیز سال1364 قبل از شروع عملیات فاو بود. تقريبا" حدود هفت الی هشت ماه بود که از اسارتم می گذشت. اسارتی که برای همه خیلی خسته کننده و در عین حال همراه با رنج و درد و شکنجه های فراوان بود. بعد ازمدتی خبری پیچید که قرار است تعدادی ... ادامه مطلب

۱۰ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات آزاده فاطمه ناهیدی(۱۴)

خاطرات آزاده فاطمه ناهیدی(۱۴)

اواخر سال 60 بود که در مورد تصمیمی که از مدت‌ها قبل در سر داشتیم و گاهی درباره‌اش صحبت می‌کردیم، بیشتر فکر کردیم. گفتم این کار هم سخت است هم مهم. پنجاه درصد مرگ و پنجاه درصد نجات وجود دارد. اگر با این شرایط قبول می‌کنید، شروع کنیم، وگرنه با ... ادامه مطلب

۱۰ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/رگبار بستن اسرا

خاطرات اسارت/رگبار بستن اسرا

بعد از استقامت زیاد و به هلاکت رساندن تعداد زیادی از نیروهای بعثی سرانجام در تاریخ 29/1/1367 ساعت 30/14 بعد از ظهر اولین روز ماه مبارک رمضان در منطقه عملیاتی فاو در حالی که 18 سال بیشتر نداشتم با دست و پای مجروح در حال گذر از اروند بودم که ... ادامه مطلب

۰۹ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/ اسرایی که شب سال تحویل از اردوگاه موصل عراق فرار کردند

خاطرات اسارت/ اسرایی که شب سال تحویل از اردوگاه موصل عراق فرار کردند

شب عید سال ۱۳۶۲، در اردوگاه موصل یکی از دومین اردوگاه های عراق که البته اسرای آن از برادران غرب کشور بودند، عراق ها به مناسب عید نوروز تا نیمه های شب در آسایشگاه را باز می گذارند و از صبح تا فردای آن روز نیز نسبت به اخذ آمار ... ادامه مطلب

۰۹ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات آزاده فاطمه ناهیدی(۱۳)

خاطرات آزاده فاطمه ناهیدی(۱۳)

یک‌بار دیگر هم دندانم درد می‌کرد و باید کشیده می‌شد. مرا به درمانگاه دانشگاهشان بردند. آنجا مجهزتر بود. با ماشین مرا از زندان خارج کردند. برایم خیلی جالب بود که بعد از یک سال و اندی بیرون را می‌دیدم. در درمانگاه هم پزشک‌ها سؤال می‌کردند کی هستی و از کجا ... ادامه مطلب

۰۹ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت / چشم در چشم آنان

خاطرات اسارت / چشم در چشم آنان

وقتی دیدند نمی‌توانند حریف ما بشوند، ‌دست و پاهایمان را بستند و سرم وصل کردند. شروع کردم به الله‌اکبر گفتن و لا‌اله‌الا‌الله گفتن و شعار دادن. مدتی که سر و صدا کردیم و شعار دادیم. گفتند باشد. صلیب سرخ خواهد آمد. فهمیدیم می‌خواهند ما را از آن وضع بیرون بیاورند ... ادامه مطلب

۰۹ / ۰۸ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/شبیه هنر پیشه آمریکایی

خاطرات اسارت/شبیه هنر پیشه آمریکایی

یکی از سربازان عراقی به نام ادریس صورت سیاهی داشت و بعضی ازمواقع اسرا ، سر به سر او می گذاشتند . یک بار یکی از بچه ها به ادریس نزدیک شد و شروع به نگاه کردن به او کرد .ادریس با عصبانیت به او گفت : چی را نگاه ... ادامه مطلب

۰۸ / ۰۸ / ۱۳۹۵

Page 20 of 141« First...10...1819202122...304050...Last »
  • آخرین اخبار