پنجشنبه, ۰۳ فروردین ۱۳۹۶

درباره ما

Close
» تاریخ نگاری اسارت

خبر رسانی «اسرای ایرانی» با نان ساندویچی!

خبر رسانی «اسرای ایرانی» با نان ساندویچی!

برای ارتباط با اردوگاه های دیگر و پخش اخبار در سطح قاطع ها ما از شیوه ای استفاده می کردیم که تا مدت ها عراقی ها و حتی بعضی از برادران آزاده نیز از آن بی اطلاع بودند...  طریقه ی تبادل اطلاعات ... ادامه مطلب

۲۸ / ۰۲ / ۱۳۹۵

خوشگذرانی در استخبارات

خبر رسانی «اسرای ایرانی» با نان ساندویچی!

استخبارات عراق مکانی بود که اتاق های آن ، 3*4 فاقد هیچ شیر آب و یا امکانات دیگری بود . ما را نزدیک به یک ماه در آن اتاق ها حبس کرده بودند و از همگی در مدت های متوالی بازجویی میکردند.غذای بسیاری برایمان می آوردند ، با این که ... ادامه مطلب

۲۵ / ۰۲ / ۱۳۹۵

چشمان نابینایی که ۳۴ سال هنوز با خاطرات آن دوران بیناست

چشمان نابینایی که ۳۴ سال هنوز با خاطرات آن دوران بیناست

به مناسبت فرارسیدن روز میلاد بزرگ جانباز اسلام و جهان تشیع حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام) و مصادف بودن این روز با روز گرامیداشت مقام والای جانباز، و فرارسیدن روز میلاد امام سجاد (علیه السلام)  مصادف بودن این روز با گرامیداشت جایگاه والای آزادگان فرصت را غنیمت شمردیم  و برای  گفت و ... ادامه مطلب

۲۳ / ۰۲ / ۱۳۹۵

خاطره/ اسارت به دست کوموله ها تا جانبازی

خاطره/ اسارت به دست کوموله ها تا جانبازی

جانباز ۷۰ درصد ابهری گفت: در عملیات کربلا ۵ به فرماندهی سردار شهید اباذر فیروزی که فرماندهی منتطقه ابهر را در آن زمان داشت شرکت کردم که در این عملیات ۳۹ رزمنده و من نیز با قطع شدن دو پاهایم به افتخار جانبازی نایل ‏شدم.جنگ تحمیلی علیرغم تمامی آسیب‌های جسمی ... ادامه مطلب

۲۲ / ۰۲ / ۱۳۹۵

جانباز وطن، پاسدار انقلاب

جانباز وطن، پاسدار انقلاب

امروز روز پاسدار است. همان سروقامتان سبز پوشی که امام خمینی(ره) در وصفشان فرمودند: «ای کاش من هم یک پاسدار بودم». و فردا هم روز جانباز است، جانبازان راه انقلاب اسلامی که امام راحل درباره آن ها فرمودند: «زبان و پیام ما عاجز از ترسیم مقام بلندپایه عزیزانی است که ... ادامه مطلب

۲۱ / ۰۲ / ۱۳۹۵

جوانمردی اسمال یخی در گودال اسارت

جوانمردی اسمال یخی در گودال اسارت

برادرهایم را می دیدم که دست بسته و اسیرند. نمی خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان بنت الخمینی و ژنرال به من جسارت و جرأت بیشتری می داد اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می ترسیدم. نمی توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است برای ما بیفتد. ... ادامه مطلب

۲۰ / ۰۲ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت/ توبه جاسوس

خاطرات اسارت/ توبه جاسوس

بعد از اسارت در عملیات عاشورای یک ، ما را به کمپ نه اردوگاه رمادی 3 منتقل کردند. ورود ما به اسارتگاه با استقبال کابل و شیلنگ و دستۀ کلنگ عراقی ها همراه گردید. پذیرایی دردناک نگهبان ها که تمام شد ، نوبت به تعویض لباس و استقرار در آسایشگاههای کوچک ... ادامه مطلب

۱۹ / ۰۲ / ۱۳۹۵

فیلم / خاطرات دوران اسارت از زبان معصومه آباد

فیلم / خاطرات دوران اسارت از زبان معصومه آباد

این فیلم مربوط به دومین «شب خاطره» است که ۱۷ دی ۱۳۷۱ برگزار شد. معصومه آباد در این برنامه از خاطرات اسارت خود در سال‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گفته است. او متن کاملی از خاطراتش را در کتاب «من زنده‌ام» به چاپ رسانده است.  برای تماشای فیلم... ادامه مطلب

۱۸ / ۰۲ / ۱۳۹۵

خاطرات اسارت / دندانپزشک جلاد

خاطرات اسارت / دندانپزشک جلاد

بنده در ابتدای جنگ، مورد اصابت ترکش و گلوله قرارگرفتم. شش ماه جراحات را در ناحیه ی پای راست، دست راست و ران چپم تحمل کردم و از ترس قطع اعضا به دکتر مراجعه نکردم.بیشتر اوقات دوستانم اعتراض می کردند که بوی بدی احساس می کنند اما ترجیح می دادم ... ادامه مطلب

۱۸ / ۰۲ / ۱۳۹۵

تلخی اولین لحظات اسارت/۲

خاطرات اسارت / دندانپزشک جلاد

یک ساعتی از اسارت گذشت و ما هم چنان روی رمل ها ، زیر آفتاب گرم تابستان شلمچه افتاده بودیم .از دور ، چند ماشین جنگی به سوی ما آمدند .فرمانده های بعثی آمده بودند تا اسرا را ببیند و به مافوق هایشان گزارش پیروزی بدهند . ماشینی ایستاد و ... ادامه مطلب

۱۷ / ۰۲ / ۱۳۹۵

Page 8 of 9« First...56789