سه شنبه, ۰۵ بهمن ۱۳۹۵

درباره ما

اهداف سایت آزادگان ایران : احیاء فرهنگ خون و شهادت و ایثار و مقاومت آزادگان با بهره برداری از توان و استعداد عزیزان آزاده که صاحب نظر و خلاق می باشند و به دور از هرگونه وابستگی سیاسی بصورت مخلصانه و در خدمت آزادگان باشند استفاده از آزادگان توانمند و تحصیل کرده جهت رفع نیاز آزادگان نیازمند مثل وکلا ( جهت رفع موانع قانونی آزادگان اعم از خصوصی و یا پیگیری کارهای عمومی آزادگان ) – پزشکی ( جهت مرتفع کردن درمان آزادگان و یا راهنمایی و ارشاد جهت چگونگی درمان آزادگان و خانواده عزیزان آزاده ) – اقتصادی ( جهت به کارگیری و یا رفع نیاز معیشتی آزادگان و خانواده معزز آن ها که می توان این موارد را به شاخه های دیگر نیز تأمیم داد اعلام برنامه های آزادگان در هر زمینه اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و … اطلاع رسانی به آزادگان عزیز در خصوص مسائل مربوط ماده ۱۳ ، ۱۹۰ جامعه خدمات ایثارگری و امثال آن ارائه گزارش و اخبار از شرکت های اقتصادی و مؤسسات فرهنگی که در راستای ارائه خدمت به آزادگان عزیز می باشد با توجه به گذشت چندین دهه از بند گسستن اسارت عزیزان آزاده و درد و رنج آلام متحمله و سن بالای عموم آزادگان می توان در حیات و یا خدای ناکرده ممات که خود شهادت تلقی می گردد ضمن پیگیری جهت امور درمانی و کمک مردم نهاد در صورتی که نیازمند همکاری ، هم فکری و یا اجرای مراسم و احیاء همدردی و هر مورد دیگر ، می توان اقدام نمود ضمناً اهداف والا فرهنگی و اجتماعی این سایت در آینده نزدیک به صورت مشروح تقدیم حضور می گردد و همچنین نمایندگان استان ها با ذکر آدرس و شماره تماس به سمع و نظر عزیزان آزاده خواهیم رساند. با تشکر مدیر مسئول سایت آزادگان ایران حسن محمدی

Close
»   آرشیو, اخبار, مناسبت  »   سربندهایی که مجوز شهادت بودند
۲۲ دی ۱۳۹۵ , ساعت ۹:۲۴
سربندهایی که مجوز شهادت بودند

سربندهایی که مجوز شهادت بودند

آصف با لبخندی شیرین خطابم کرد شهید جلال میرزابیگی شما مجوز شهادت را گرفتید. این رحالی بود که نقدیان پیشانی‌بند یا زهرا و آصف فتاحی هم پیشانی‌بند یا زهرا (س) به قرعه‌اش افتاد.

جلال میرزابیگی،از جانبازان دوران دفاع مقدس استان ایلام است. او در خاطره‌ای از عملیات والفجر ۱۰ روایت می‌کند: اسفند سال ۱۳۶۶ ،۲۰  روز از حضورم در عملیات ایذایی «گردان ۵۰۲ » نگذشته بود. از مرخصی عملیاتی برگشته  بودم که برادر پاسدار «محمد فداکار»  مسئول گروهان رزمی مخابرات «لشکر۱۱ » مرا فراخواند و برای همراهی بچه‌های مخابرات گردان ۵۰۶ به مأموریت عملیات والفجر ۱۰ فرستاد.

شب عملیات والفجر ۱۰ درمنطقه شیخ صالح و دامنه‌های پایین‌دست «شاخ شمیران» حال و هوای دیگری داشت. همراه بچه‌های دوست‌داشتنی گردان مشغول چک کردن تجهیزات بودیم. نوبت به گرفتن پیشانی‌بند رسید. من در بین بچه‌های گردان با دو نفر بیشتر از همه دوست بودم. «آصف فتاحی» و «عیدی بگ نقدیان» دو دوستم بودند.

کیسه پیشانی‌بند را جلو آوردند و هر سه نفر به نیابت پیروزی برای گرفتن پیشانی‌بند دست به داخل کیسه بردیم. ابتدا من برداشتم ،پیشانی‌بند مقدس «یاحسین» بیرون آمد. آصف با لبخندی شیرین خطابم کرد شهید جلال میرزابیگی شما مجوز شهادت را گرفتید شهید نقدیان پیشانی‌بند یا زهرا و شهید آصف فتاحی هم پیشانی‌بند یا زهرا (س) به قرعه‌شان افتاد. دو عزیز با لحن شوخی از من شفاعت نزد خداوند می‌خواستند .

زمان عملیات فرا رسید. من همراه گروهان اول با برادر «عزیز ویسه» بودم و «عیدی بگ نقدیان» که در گروهان سوم خدمت می‌کرد بودیم. ولی دقیقاً محل مأموریت آصف در آن شب یادم نیست. عملیات شروع شد. در سپیده ۲۳ اسفند سال ۱۳۶۶ بر بالین پیکر مطهر عیدی بگ نقدیان رفتم پیشانی‌بند یازهرا با خون پاکش آغشته و شربت شهادت نوشیده بود. روز بعد عملیات همراه دسته‌ای از بچه‌های گردان به محلی که به نظرم در عملیات آزاد شده بود و نزدیکی «صیدصادق» عراق بود اعزام شدیم. من و آصف فتاحی همراه هم بودیم. او پیشانی‌بند یازهرا(س) و من پیشانی‌بند یاحسین( ع) را بر پیشانی حفظ کرده بودیم.

دوست عزیزمان نقدیان شهید شده بود و هردو محزون بودیم. شب ۲۸ اسفند در حین عبور از یک منطقه من جلو نفرات بودم و بچه‌ها پشت سر از یک شیب تقریباً۴۵ درجه بالا می‌رفتیم  که ناگهان در میان یک دود و انفجار شدید همه‌چیز به هم‌ریخت. سیاهی جلو چشمانم را گرفت و چیزی شبیه پرواز بدنم را سبک کرد. بخواب رفته بودم. خوابی آسان و آرام در آن هیاهوی غرش خمپاره‌ها بود. نمی‌دانم چقدر گذشته بود ولی با احساس سرما و سوزش‌های بدنم از خواب بیدار شدم. خواستم بلند شوم اما پاهایم فرمان نبردند. با دست ساق پاهایم را که به‌ شدت احساس سوزش می‌کردند لمس کردم و متوجه شدم بر اثر سرما لخته‌های خون منجمد و لباس‌هایم را به بدنم چسبیده است.

اطرافم را پاییدم چند شهید و دو مجروح کنارم بودند و بقیه بچه‌ها گویا رفته بودند. آصف را صدا زدم پاسخم داد. جلال جان دومین پیشانی‌بند یا زهرا هم رفت، من شهید می‎شوم. ترکش به ناحیه سینه و شکم این عزیز اصابت  کرده بود. با «عزیزالله لری» اهل «چم چرود» چرداول که از ناحیه هردو پا مجروح شده بود در میان مجروحین و شهدا در منطقه عملیاتی جا مانده بودیم.

سعی می‌کردم بیشتر از احوال آصف مطلع شوم. آخرین کلام آصف به من این بود.«جلال جان دیدی من و نقدیان با پیشانی‌بند یا زهرا (س) رفتیم. دیدی پیشانی یا زهرا مجوز شهادت شد.» آصف خطابم قرارداد و گفت: همه شوخی‌هایمان در مورد پیشانی‌بندها نتیجه‌اش برعکس شد. تو با پیشانی نماد شهادت ماندی و من و نقدیان با پیشانی‌بند نماد پیروزی رفتیم. این‌گونه بود که آصف فتاحی به یاران شهیدش پیوست.

ایسنا

مطالب مرتبط با موضوع آرشیو  , اخبار  , مناسبت

بزرگترین اساتید اخلاق در حوزه‌های علمیه و پای درس قرآن تربیت شدند
آیت الله سید مصطفی موسوی اصفهانی عصر امروز با حضور در کلاس درس اخلاق آستان مقدس امامزاده عبدالله(ع) همدان، اظهار داشت: در قرآن کریم به تزکیه نفس و تقویت صفات حمیده بسیار سفارش شده و ...
مانور تشکیلاتی یاوران انقلاب در سراسر استان سمنان برگزار می‌شود
محمدرضا عامریان عصر امروز در سومین گردهمائی مدیران سازمان دانش‌آموزی شهرستان‌ها و مناطق استان سمنان در کانون ملی شهید بهشتی شهرستان شاهرود اظهار داشت: مانور یاوران انقلاب در دو سطح استانی و شهرستانی در سراسر ...
پایان داعش نزدیک است/در سوریه با بدترین نوع جنگ مواجه هستیم
به نقل از روابط عمومی بسیج اساتید استان فارس، احمد کریم‌خانی در جمع اساتید دانشگاه‌های شیراز به بررسی بحران سوریه پرداخت و با بیان اینکه برای بررسی هر تحول و بحرانی باید به نقش بازیگران ...
گزارش کمیسیون عمران درباره حادثه «پلاسکو» فردا نهایی می‌شود
  صدیف بدری سخنگوی کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی با اشاره به نشست امروز(دوشنبه، 4 بهمن‌ماه) این کمیسیون به منظور بررسی حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکوی تهران، گفت: نشست کمیسیون ...
مردم خوزستان به آتش‌نشانان شهید ادای احترام کردند
مردم خوزستان به مقام شامخ آتش‌نشانان شهید که در حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو تهران به شهادت رسیدند ادای احترام کردند. در پی حادثه ساختمان پلاسکوی تهران و جانفشانی آتش‌نشانان، موزعین اداره ...

مطالب مرتبط با برچسب

کمک جانباز و ایثارگر دفاع مقدس به حوزه سلامت شهرستان کاشمر
محمد جواد یزدانی، مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان کاشمر، گفت: هادی جعفرنژاد، جانباز و ایثارگر هشت سال دفاع مقدس که خود از کارکنان شبکه بهداشت و درمان کاشمر است به یاد بود پدر و ...
بازدید ایثارگران تهرانی از اماکن دیدنی پایتخت
انصار محمدی رئیس اداره ورزشی و اردویی بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ گفت: در راستای فعالیت های اردویی و مشارکت گیری از سایر دستگاه ها در برنامه های فرهنگی، معاونت فرهنگی و امور ...
اعطای گواهی حضور به شرکت کنندگان در همایش ملی موزه‌های دفاع مقدس و گردشگری
  دکتر ناصر رضایی دبیر علمی همایش با اعلام این خبر توضیح داد:به کلیه شرکت کنندگان در همایش ملی موزه‌های دفاع مقدس و گردشگری گواهی حضور اعطاء خواهد شد. وی افزود: علاوه بر گواهی حضور، به مقالات ...
آغاز رزمایش امام علی (ع)قرارگاه نجف اشرف نیروی زمینی سپاه درغرب کشور
سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه با اعلام خبر آغاز رزمایش امام علی (ع) قرارگاه نجف اشرف نیروی زمینی سپاه گفت: این رزمایش از امروز(4 بهمن ماه) آغاز شده و به مدت ...
جشنواره‌ رسانه‌ای ابوذر و همایش رسانه‌ انقلابی برگزار می‌شود
  مسعود بصیری در نشستی خبری که به مناسبت روز بسیج رسانه برگزار شد، توضیح داد:همایش رسانه انقلابی سه‌َ‌شنبه پنجم بهمن‌ماه در سالن شهید رشادی سپاه حضرت رسول تهران بزرگ با سخنرانی حجت‌الاسلام سرلک و سردار ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین اخبار

  • تبلیغات