سه شنبه, ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

درباره ما

Close
»   اخبار, تاریخ نگاری اسارت, تلخ و شیرین های آزادگی  »   آخرین گام در خاک دشمن
۱۲ شهریور ۱۳۹۵ , ساعت ۱۶:۰۳
آخرین گام در خاک دشمن

آخرین گام در خاک دشمن

به مرز خسروی رسیدیم ؛ برابر ساختمانی در خاک عراق . نیم ساعتی همچنان نشسته ماندیم . مسئولان دو کشور سرگرم گفت وگو و کار تبادل بودند. کار به لحظه شماری کشیده بود. سرانجام مأموران صلیب سرخ ، ما را از آن التهاب رهاندند. یک به یک اسم ها را خواندند، پیاده شدیم و در یک صف ایستادیم.



صبحدم، ساعت ده در سوت آمار دمیدند؛ روز چهارم شهریور ۱۳۶۹٫ جمع شدیم؛ با شکم های گرسنه. چند افسر و درجه دار و سرباز، برابر در خروجی اردوگاه ایستاده بودند. هیئتی از مأموران صلیب سرخ جهانی هم همچنین. برابر لیست، اسم ها را یکی یکی خواندند و به قسمتی دیگر فرستادن مان. آنجا هم مراسم تفتیش برقرار بود. دوباره جانماز را گرفتند؛ و دوباره هم برادر چالاکی آنها را از زیر دست و پایشان در آورد و تحویلم داد.

اتوبوس ها منتظر بودند. باور نمی کردیم؛ گرچه واقعیت داشت. سوار شدیم و به سمت مرز خسروی پیش رفتیم. یاد صدها خاطره در این فاصله در ذهنم آمد و رفت؛ ده سال اسارت؛ انتقال از بغداد به شمال ، شمال به جنوب ، به صلاح الدین و . . .

به مرز خسروی رسیدیم ؛ برابر ساختمانی در خاک عراق . نیم ساعتی همچنان نشسته ماندیم . مسئولان دو کشور سرگرم گفت وگو و کار تبادل بودند. کار به لحظه شماری کشیده بود. سرانجام مأموران صلیب سرخ ، ما را از آن التهاب رهاندند. یک به یک اسم ها را خواندند، پیاده شدیم و در یک صف ایستادیم.

آخرین لحظه ها بود. پرونده ی اسارتی ده ساله داشت بسته می شد. صف به راه افتاد. گام به گام از آن جهنم ظلمت دور می شدیم و به بهشت میهن نزدیک . آخرین گام را هم در خاک دشمن برداشتیم ، پا به خاک پاک دوست گذاشتیم و ناگاه بر تربت پاک شهیدان ، خدا را به سجده افتادیم . عقده ها ترکید ، سیل اشک روان شد و فریاد «وا اما اما »به گوش فلک رسید.

سربازان رشید ارتش ، پاسداران سرافراز سپاه و روحانیت معظم حاضر بودند؛ با آغوش های گشوده . همدیگر را به سینه فشردیم. غمی جانکاه از سینه به در شد . غرق بوسه شدیم. پرچم قبله ی دل در باد تکان می خورد. صدای تکبیری جانفزا از همه جا به گوش می رسید. همه چیز جلوه ای روحانی داشت و ما در خلسه ای ملکوتی گم شدیم . ناگاه ، ازنای وجود، صدای  نبض حیاتی دوباره به گوش امد و ما از رویایی تلخ بیدار شدیم.

سوار بر اتوبوس ها شدیم . گریه و تکبیر در هم آمیخته بود.

راوی: آزاده یعقوب مرادی

سجاد

مطالب مرتبط با موضوع اخبار  , تاریخ نگاری اسارت  , تلخ و شیرین های آزادگی

معرفی و تجلیل از برندگان «جایزه ایثار و رسانه»
برندگان نهایی نخستین جایزه ایثار و رسانه، طی مراسمی با حضور معاون اول رئیس‌جمهوری و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی و تجلیل می‌شوند؛ دبیرخانه جایزه ایثار و رسانه با اشاره به ...
بمباران نشست «مهم» داعش در الانبار/ مجروحیت البغدادی تایید نشد
 به نقل از «السومریه‌نیوز»، «یحیی رسول» فرمانده عملیات مشترک عراق، یکشنبه‌ شب اعلام کرد: «دستگاه اطلاعاتی عراق به‌دقت تحرکات ابوبکر البغدادی، جنایتکار تروریست (سرکرده داعش) را رصد می‌کند. تاکنون زخمی شدن این ...
انتشار فهرستگان جدیدترین نسخ خطی اهدایی مقام معظم رهبری تا سال جدید
سیدمحمدرضا رضاپور، معاون اداره مخطوطات آستان قدس رضوی و کارشناس نسخ خطی،  با اشاره به فهرست‌نویسی نسخ خطی اهدایی از سوی مقام معظم رهبری به گنجینه این مرکز گفت: تاکنون 14 جلد از فهرستگان ...
روز شمار دفاع مقدس ( دوشنبه ۲۵ بهمن )
 • درگیری خونین ساواکی ها و عناصر ضدانقلاب با نیروهای انقلابی در تبریز (۱۳۵۷ش)• حمله هوایی رژیم بعث به شهرهای بهبهان و مسجد سلیمان در جریان جنگ تحمیلی (۱۳۶۲ش)• صدور حکم تاریخی «امام خمینی» مبنی ...

مطالب مرتبط با برچسب